Image and video hosting by TinyPic
Image and video hosting by TinyPic

۱۳۸۸ مرداد ۱۲, دوشنبه

راز و نیاز با خدا " فروغ فرخزاد "

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic


صدایی در شب
نیمه شب در دل دهلیز خموش
ضربه ی پایی افکند طنین
دل من چون دل گل های بهار
پر شد از شبنم لرزان یقین
گفتم این اوست که باز آمده است
جستم از جا و در آیینه گیج
بر خود افکندم با شوق نگاه
آه ، لرزید لبانم از عشق
تار شد چهره ی آیینه ز آه
شاید او وهمی را می نگریست
گیسویم در هم و لب هایم خشک
شانه ام عریان در جامه ی خواب
لیک در ظلمت دهلیز خموش
رهگذر هر دم می کرد شتاب
نفسم نا گه در سینه گرفت
گویی از پنجره ها روح نسیم
دید اندوه من تنها را
ریخت بر گیسوی آشفته ی من
عطر سوزان اقاقی ها را
تند و بیتاب دویدم سوی در
ضربه ی پاها ، در سینه ی من
چون طنین نی ، در سینه ی دشت
لیک در ظلمت دهلیز خموش
ضربه س پاها ، لغزید و گذشت
باد آواز حزینی سر کرد
فروغ فرخزاد

Image and video hosting by TinyPic


Image and video hosting by TinyPic


Image and video hosting by TinyPic

در برابر خدا
از تنگنای محبس تاریکی
از منجلاب تیره ی این دنیا
بانگ پر از نیاز مرا بشنو
آه ای خدا ی قادر بی همتا
یکدم ز گرد پیکر من بشکاف
بشکاف این حجاب سیاهی را
شاید درون سینه ی من بینی
این مایه گناه و تباهی را
دل نیست این دلی که به من دادی
در خون تپیده ، آه ، رهایش کن
یا خالی از هوی و هوس دارش
یا پای بند مهر و وفایش کن
تنها تو آگهی و تو می دانی
اسرار آن خطای نخستین را
تنها تو قادری که ببخشایی
بر روح من ، صفای نخستین را
آه ، ای خدا چگونه ترا گویم
کز جسم خویش خسته و بیزارم
هر شب بر آستان جلال تو
گویی امید جسم دگر دارم
از دیدگان روشن من بستان
شوق به سوی غیر دویدن را
لطفی کن ای خدا و بیاموزش
از برق چشم غیر رمیدن را
عشقی به من بده که مرا سازد
همچون فرشتگان بهشت تو
یاری به من بده که در او بینم
یک گوشه از صفای سرشت تو
یک شب ز لوح خاطر من بزدای
تصویر عشق و نقش فریبش را
خواهم به انتقام جفاکاری
در عشقش تازه فتح رقیبش را
آه ای خدا که دست توانایت
بنیان نهاده عالم هستی را
بنمای روی و از دل من بستان
شوق گناه و نقش پرستی را
راضی مشو که بنده ی ناچیزی
عاصی شود بغیر تو روی آرد
راضی مشو که سیل سرشکش را
در پای جام باده فرو بارد
از تنگنای محبس تاریکی
از منجلاب تیره ی این دنیا
بانگ پر از نیاز مرابشنو
آه ای خدای قادر بی همتا
فروغ فرخزاد

Image and video hosting by TinyPic



Image and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPic


Image and video hosting by TinyPic

۱۳۸۸ مرداد ۱۱, یکشنبه

سخنی با دل " سهراب سپهری "

Image and video hosting by TinyPic




Image and video hosting by TinyPic




بی پاسخ
در تاریکی بی آغاز و پایان
دری در روشنی انتظارم رویید

خودم را در پس در تنها نهادم
و به درون رفتم
اتاقی بی روزن تهی نگاهم را پر کرد
سایه ای در من فرود آمد
و همه ی شباهتم را در ناشناسی خود گم کرد
پس من کجا بودم

شاید زندگی ام در جای گمشده ای نوسان داشت
و من انعکاسی بودم
که بیخودانه همه ی خلوت ها را بهم می زد
در پایان همه رویاها در سایه ی بهتی فرو می رفت
من در پس در تنها مانده بودم
همیشه خودم را در پس یک در تنها دیده ام
گویی وجودم در پای این در جا مانده بود
در گنگی آن ریشه داشت
آیا زندگی ام صدایی بی پاسخ نبود
در اتاق بی روزن انعکاسی سرگردان بود
و من در تاریکی خوابم برده بود
در ته خوابم خودم را پیدا کردم
و این هشیاری خلوت خوابم را آلود
آیا این هشیاری خطای تازه من بود
در تاریکی بی آغاز و پایان
فکری در پس در تنها مانده بود
پس من کجا بودم
حس کردم جایی به بیداری می رسم
همه وجودم را در روشنی این بیداری تماشا کردم
آیا من سایه ی گمشده ی خطایی نبودم
در اتاق بی روزن
انعکاسی نوسان داشت
پس من کجا بودم
در تاریکی بی آغاز و پایان
بهتی در پس در تنها مانده بود
سهراب سپهری


Image and video hosting by TinyPic


Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic
خواب تلخ
مرغ مهتاب
می خواند
ابری در اتاقم می گرید
گل های چشم پشیمانی می شکفد
در تابوت پنجره ام پیکر مشرق می لولد
مغرب جان می کند
می میرد
گیاه نارنجی خورشید
در مرداب اتاقم می روید کم کم
بیدارم
نپنداریدم در خواب
سایه ی شاخه ای بشکسته
آهسته خوابم کرد
اکنون دارم می شنوم
آهنگ مرغ مهتاب
و گل های چشم پشیمانی را پرپر می کنم
سهراب سپهری


Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic





درد دل با خدا " دوباره در آغوشم بگیر پدر مهربونم "

Image and video hosting by TinyPic


Image and video hosting by TinyPic

غم هجران
آخ كه اگه يك بار ديگر ببينمت...
يعني مي شه باباي عزيزم يك بار ديگر تو را ببينم؟!! مرا در آغوش بگيري مثل زمان كودكي نوازشم كني, روي آن زانوانت بنشينم و با همان قطار خيالي مرا به شهر آرزو ها ببري به دور از همه ناملایمت ها

آن زمان هيچ وقت احساس بي كسي نمي كردم, هميشه حامي و پشتيبانم بودي در همه لحظات سخت زندگي, با بودن در كنار تو هيچ غمي نداشتم , اصلا" نمي دونستم غم يعني چه ولي حالا...

حالا ديگه مزه غم , بي كسي, يتيمي , بي پناهي , هيچي و پوچي ,سر درگمي و هر چه كه فكر كني در اين 20 سال چشيدم آخه باباي عزيز و مهربونم كجايي؟ خيلي دلتنكتم يعني مي شه يك بار ديگه روي مهربانت را ببينم؟یعنی می شه اون دستان پر مهرت رو روی سرم احساس کنم؟

خدايا چرا اين غم هجران به پايان نمي رسد؟ نه اون را بر مي گردوني و نه مرا پيش اون مي بری। آخه تا كي؟ انتظار كشيدن 20 سال بس نیست؟

من كه دارم دق مي كنم। خدايا قربون اون حكمتت برم, قربون اون صبرت و طاقتت برم। پروردگارا پس خودت اين دل شيدايم را آرومش كن كه ديگه كاسه صبرش سر آمده।


دست نوشته:M@hro


Image and video hosting by TinyPic


Image and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic

۱۳۸۸ مرداد ۱۰, شنبه

یار بی وفا

Image and video hosting by TinyPic


Image and video hosting by TinyPic


ای غروب تلخ و ای آسمان غبار گرفته
شما بر عشق من آگاهید
شما می دانید که من چقدر برای این گریز پای مهربان اشک ریختم,
می دانید که مثل پادشاهی مغرور و زیبا بر قصر قلب من فرمانروایی می کند
می دانید شما به همه رازهای قلب من آگاهید
ولی من برای آرامش این سلطان بی جانشین باید از زندگیم بگذرم
از همه هستی و مستی ام
از عشق, از امید, از رویاهای شیرین
ای خورشید که می روی تا در آنسوی مرزها ما را فراموش کنی
به او بگو که چقدر دوستش ...

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic


Image and video hosting by TinyPic


خدايا پس چرا اين دل را آفريدي
چرا دلي كه محتاج به محبت همه است
دلي كه عاشق عشق بي نهايت است

چرا او را به يك عشق بسنده نكردي
چرا دل را به بي نهايت عاشق ميكني

اگر عاشقي دل گناه است
چرا او را اسير عشق كردي

خدايا پس اگر عاشقي گناه است
چرا قلب را مهربان آفريدي

خدايا پس اگر ليلي بودن گناه است
چرا مجنون را آفريدي

يا كه اگر مجنون بودن گناه است
چرا ليلي را آفريدي

راستي خدا چرا دل را بي نهايت مهربان كردي
تا كه هر كس به آن محبتي كند, او را عاشق خود مي داند و معشوق و دلباخته او مي شود

چرا دل را اين قدر لطيف آفريدي
تا كه هر مهري را به دل مي گيرد زود عاشق و دلباخته مي شود

خدايا خودت از گناه عاشقان بگذر
چون خودت هم معشوقي

دست نوشته: M@hro

Image and video hosting by TinyPic


Image and video hosting by TinyPic


Image and video hosting by TinyPic

آدمـک

آدمـک آخــرِ دنیــاست، بخند
آدمـک مـرگ هـمین جاست، بخند

آن خـدایی که بـزرگش خوانـدی
به خـدا، مثـل تـو تنهـاست، بخند
دستخطی کـه تـو را عاشـق کرد
شوخـیِ کاغــذی ماسـت، بخند

فکر کن دردِ تـو ارزشـمند است
فکر کن گریـه چـه زیباست، بخند

صبحِ فردا به شبت نیست که نیست
تـازه انگار کـه فـرداسـت، بخند

راستـی آنچـه بـه یــادت دادیم
پَر زدن نیست کـه درجاسـت، بخند
آدمک نغمــهء آغــاز نخوان
به خــدا آخــر دنیـاست، بخند


Image and video hosting by TinyPic


Image and video hosting by TinyPic


Image and video hosting by TinyPic

اوني كه يار تو بود، اگه غمخوار تو بود
، قلبش رو پس نمي داد دل به هر كس نمي داد
دل مي گفت مقدسه عشق اون برام بسه

از نگاش نفهميدم كه دروغه وهوسه
غصه خوردن نداره ،گريه كردن نداره

به يه قلب بي وفا دل سپردن نداره
آخر قصه چي شد، قلب اون مال كي شد

اون كه از من پر گرفت چي مي خواستيم وچي شد

اوني كه مال تو بود
اگه لايق تو بود تورو تنها نمي ذاشت

با خودت جا نمي ذاشت
اوني كه يار تو بود

اگه غمخوار تو بود
قلبش رو پس نمي داد دل به هر كس نمي داد!!

Image and video hosting by TinyPic


Image and video hosting by TinyPic


Image and video hosting by TinyPic


روزگاري با من اما عاقبت كوچيد و رفت
دست عاشق پيشگي رابا لبانش بوسيد و رفت

درنگاهش ماندم و از اعتنايش بي نصيب
اووليكن مثله پيچك برتنم پيچيد و رفت

گفتمش صبري بكن شايد كه دلتنگم شوي
با غمش آهسته گلبرگ غمي بوييد و رفت

درميان گريه ها گفتم خداحافظ ولي
اوچه بي پروا به من از دور
خنديد و رفت


Image and video hosting by TinyPic


Image and video hosting by TinyPic


Image and video hosting by TinyPic


اولین باری که هم دیگه رو دیدیم شبی بارانی بود

آخری باری که از هم جدا شدیم, آن شب هم بارانی بود


در يک روز بارانی با تو آشنا شدم
رفتيم ، گفتيم ، خنديديم ، چقدر خوش بوديم ، خيس شديم !
و هنوز باران می باريد که از هم جدا شديم ।
و حالا وقتی باران می بارد نمی دانم بخندم يا گريه کنم ...!
زير باران کدام خاطره را نگه دارم و کدام را بشويم?
بقيش رو سکوت ميکنم ....


Image and video hosting by TinyPic


Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic


در سکوت دادگاه سرنوشت
عشق بر ما حکم سنگینی نوشت
گفته شد دلدادها از هم جدا
وای بر این حکم و این قانون
زشت

Image and video hosting by TinyPic


Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic


Image and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic

می دونی تنها عشقی که پایداره, عشق به خداست ?!!!



Click Here 2 Get Free Comment Pics


Close
رفتن به بالای صفحه